برچسب:
نویسنده: رضا فدایی
برچسب:
نویسنده: رضا فدایی
از پس انبوه درختان ایستاده در اعماق جنگل
فرسنگ ها دور تر از ساحل
صدها روز گمگشته بر دریا
هزاران شب آواره در کویر
دور تر و دور تر و هر روز دور تر
با فریادی که پرنده ای را از شاخه نمی پراند
و گوش هستی را نمی لرزاند
ایستاده و خاموش
دوست می دارم ات
آدمی که هیچگاه شاعر نبود
برچسب: مدت,
نویسنده: رضا فدایی
باران را
رنگ رنگ درختان را
هوایش کنج دلتنگیست
بهانه است
آسمان با بهانه ی پاییز می بارد
هوای من از تو پاییز است
آسمان من از تو ابری
روزهای من از تو باران
اتاق من پر از پاییز است
من پر از بهانه برای نوشتن
من از جای خالی تو سرشار
پنچره به تماشای پاییز می نشیند
اتاق من پر از دلتنگی های پاییز می شود
برچسب:
نویسنده: رضا فدایی
برچسب: فرن كهربائي او غاز,مساعدات غاز او زيت,غازات او طلق,او راس غاز,جليم غاز او اريستون,فرن كهرباء او غاز,فرن غاز او كهرب,بوتجاز غاز او كهرباء,جليم غاز او البا,سخان كهرباء او غاز,
نویسنده: رضا فدایی
برچسب: خرداد استانبول,استخدامی خرداد 94,استخدام خرداد 94,استخدام خرداد 93,استخدامی خرداد ماه 94,استان خرداد,استاتوس خرداد 93,استخدام خرداد,استانبول خرداد 94,استخدام خرداد ماه 94,
نویسنده: رضا فدایی
نه.. معلوم است که نه.. همه پریشانم.. از فردا که می آید.. از امروز که هیچ پرواز نکردم.. از آن حرف سالخورده و نگفته.. از این شهر که مردمانش کم ساده اند.. از این دل که هوا می بردش...
خیالم کاش آسوده بود.. کاش میشد بردارد مرا با خود ببرد.. ببرد به آسودگی.. که شاید در سرایش مهربانی هم باشد.. که شاید در کنارش دوست هم باشد.. و شاید میشد آنجا چای نوشید.. با مهربانی.. با دوست.. و آسود...
کاش میشد.....
برچسب: کاش میشد,کاش میشد زندگی تکرار داشت,کاش میشد سرنوشت از سرنوشت,کاش میشد گنه پنجره,کاش میشد آدمی وطنش را,کاش میشد باز کودک میشدیم,کاش میشد زندگی از سرنوشت,
نویسنده: رضا فدایی